سردار بزرگ کادوسی که در سال ۴۰۱ق م به سر کردگی ششهزار سوار زبده در جنگ بین اردشیر دوم و برادرش کورش کوچک همراه سپاه ایران بود ودر نبرد تن به تن با کورش بر اثر خطایی از پا درآمد شرح آن نبرددرکتاب پلو تاریخ چنین آمده است {کوروش سوار اسب نجیبی که سرکش و سخت لگام بودوکتزیاس نام آنرا پاساگادس می نویسد گردیده و آرتاگرسس بزرگ کادوسیان براو تاخت وباصدای بلنددادزد ای نامردترین مردمان و نادان ترین آنان که ننگ نام خجسته کوروش می باشی آیا این یونانیان شوم را به این سفر کشانده ای که شهرهای ایران را تاراج نمایی وآرزو داری که برادر و سرور خود را که ده هزار بارده هزار بندگان بهتر از تو دارد بکشی اکنون سزای خود را خواهی یافت و پیش از آنکه چشمت به روی شاه بیفتد سرخود را از دست خواهی دادآرتا گرسس این بگفت و زوبین خود را به سوی کوروش پرتاب کردکوروش که زره محکمی به تن داشت گزندی ازآن ضربه ندید ولی از آسیب ضربت زوبین به خود پیچید و چون آرتاگرسس اسب خود بگردانید کوروش حربه ای حواله او کرده و سر آنرا به گردن او نزدیک شانه اش فرو برد و اورا از پای درآورد پس از پایان جنگ که به شکست کوروش و حامیان یونانی اش انجامید اردشیر فرزند آرتا گرسس را نوازشها نمود} 

بر گرفته شده از کتاب مشاهیر تالش نوشته دکتر علی عبدلی